محمد الريشهري
227
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
از زندگى و خصوصيات زندگى هست ، رابطهء واقعى برقرار است كه خوشى و ناخوشى زندگىِ آينده ، به خواست خدا ، مولود آن است . و به عبارت سادهتر در هر يك از اعمال نيك و بد ، در درون انسان ، واقعيتى به وجود مىآيد كه چگونگى زندگى آيندهء او مرهون آن است . . . . خلاصه ، انسان در باطن اين حيات ظاهرى ، حيات ديگر باطنى ( حيات معنوى ) دارد كه از اعمال وى سرچشمه مىگيرد و رشد مىكند و خوشبختى و بدبختى وى در زندگى آن سرا ، بستگى كامل به آن دارد . . . . دوم ، اين كه بسيار اتّفاق مىافتد كه يكى از ما كسى را به امرى نيك يا بد راهنمايى كند ، در حالى كه خودش به گفتهء خود ، عامل نباشد ؛ ولى هرگز در پيغمبران و امامان - كه هدايت و رهبرىشان به امر خداست - ، اين حال ، تحقّق پيدا نمىكند . ايشان به دينى كه هدايت مىكنند و رهبرى آن را به عهده گرفتهاند ، خودشان نيز عامل اند و به سوى حيات معنوى كه مردم را سوق مىدهند ، خودشان نيز داراى همان حيات معنوى مىباشند ؛ زيرا خدا تا كسى را خود هدايت نكند ، هدايت ديگران را به دستش نمىسپارد و هدايت خاصّ خدايى ، تخلّفبردار نيست . از اين بحث مىتوان نتايج زير را به دست آورد : 1 . در هر امّتى ، پيغمبر و امام آن امّت ، در كمال حيات معنوى دينى - كه به سوى آن دعوت و هدايت مىكنند - ، مقام اوّل را حايز مىباشند ؛ زيرا چنان كه شايد و بايد ، به دعوت خودشان ، عامل و حيات معنوى آن را واجدند . 2 . چون اوّل اند و پيشرو و راهبر هستند ، از همه افضل اند . 3 . كسى كه رهبرى امّتى را به امر خدا بر عهده دارد ، چنان كه در مرحلهء اعمال ظاهرى رهبر و راهنماست ، در مرحلهء حيات معنوى نيز رهبر و حقايق اعمال با رهبرى او سير مىكنند . « 1 »
--> ( 1 ) . « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ ؛ ما آنان را امام قرار داديم كه به وسيلهء امر ما مردم را هدايت كنند و انجام كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم » ( انبيا : آيهء 73 ) ، « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ؛ ما بعضى از آنان را امام قرار داديم تا مردم را به وسيلهء امر ما هدايت كنند ؛ زيرا آنان صبر كردند » ( سجده : آيهء 24 ) . از اين گونه آيات استفاده مىشود كه : امام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهرى ، داراى يك نوع هدايت و جذبهء معنوى است كه از سنخ عالم امر و تجرّد مىباشد و به وسيلهء حقيقت و نورانيّت و باطن ذاتش ، در قلوب شايستهء مردم تأثير و تصرّف مىنمايد و آنها را به سوى مرتبهء كمال و غايت ايجاد ، جذب مىكند . دقّت شود ( شيعه در اسلام : ص 256 ، 26 ) .